X
تبلیغات
زلزله و آتشفشان

زلزله و آتشفشان

آتش فشان

آتشفشان

آتشفشان يکي از پديده هاي طبيعي و دائمي زمين شناسي است که در طول تاريخ زمين شناسي نسبتا بدون تغيير باقي مانده و در ايجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمين نقش اساسي داشته و دارد.


   توليد مواد آتش فشاني و پديده هاي مؤثر در ايجاد آتشفشان از پرکامبرين تا عهد حاضر تغيير چنداني نداشته است و آنچه در اين راستا تغيير کرده است، نوع دانسته ها، چگونگي انديشيدن و نحوه بهره گيري از آنهاست.
   آتشفشانها پديده هاي جهاني هستند و در ساير کرات منظومه شمسي به ويژه سيارات مشابه زمين يک پديده عادي محسوب مي شود و آتشفشان بي شک در کيهان نيز رخ مي دهد.
   همچنين پوشش سطحي ماه اغلب با سنگ هاي آتشفشاني پوشيده شده است و بارزترين ارتفاعات مريخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.
   فوران هاي فومرولي در برخي کرات مانند قمر آيو در سياره مشتري يک پديده عادي مي باشد.
   زبانه هاي آتش و لکه هاي خورشيدي را جدا از ماهيتشان، مي توان نوعي فوران آتش فشاني در خورشيد تلقي نمود.
   علم آتشفشان شناسي به مباحثي نحوه تشکيل و تحول ماگما، چگونگي جابجايي و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نيز تحولات آنها در اتاقک هاي ماگمايي، چگونگي فعاليت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشاني در سطح زمين، چگونگي تحول مواد آتشفشاني و ... اشاره مي کند.
   علم آتشفشان شناسي از برخي علوم زمين چون پترولوژي، تکتونيک جهاني، ژئوشيمي، چينه شناسي، رسوب شناسي، ژئوفيزيک، کيهان شناسي و برخي ديگر از علوم تجربي مانند شيمي، فيزيک، آمار و رياضي کمک مي گيرند. 
 
    آگاهي از علم آتشفشان شناسي و شناخت آتشفشان ها در بسياري از موارد نظري و کاربردي اهميت شايان توجهي دارد که از آن جمله:
   1- با کمک علم آتشفشان شناسي مي توان تا حدودي از ساختمان و ترکيب داخلي زمين (حداقل پوسته و گوشته فوقاني) اطلاعاتي را کسب نمود.
   2- هر چند مواد آتشفشاني که به سطح زمين مي رسند، نماينده واقعي قسمت ذوب شده آن نيستند (به دليل ذوب درصدي، تفريق، آلايش و...) ولي بخشي از انکلا وهاي موجود در آنها که قطعاتي از سنگ هاي ذوب نشده قسمت هاي ژرف هستند و توسط آتشفشان ها به سطح زمين مي رسند، مي توانند نماينده قسمت ذوب شده باشند.
   بررسي اين سنگهاي بيگانه Olistolite و مواد آتشفشاني ما را در شناخت درون زمين ياري مي دهد.
   3- امروز استفاده از انرژي ژئوترمال در بسياري از کشورها مرسوم است و جزء انرژي هاي ارزان محسوب مي شود.
   سرزمين هاي نزديک به آتشفشان هاي فعال، نيمه فعال و جوان که به تازگي آرامش يافته اند، داراي منابع انرژي خوبي هستند. اين انرژي همچنين بعنوان يک منبع تجديدپذير و بدون آلودگي زيست محيطي در واقع يکي از اميدهاي بشري است. در کشور ما نيز منابع زمين گرمايي غيرعادي بسياري وجود دارد که توجه به شناخت و چگونگي استفاده از انرژي آنها راهي است که به تازگي آغاز شده است و با کمي حفاري و ايجاد تاسيسات نسبتا ارزان مي توان به منابع انرژي ارزشمندي دست يافت.
   4- با عنايت به علم آتشفشان شناسي درباره فعاليت مجدد آتشفشان ها و خطرات احتمالي آنها آگاهي کافي در اختيار مجامع قرار مي گيرد.
   5- شناخت مسائل وابسته به آتشفشان هاو سنگ هاي آتشفشاني نظير تفريق ماگمايي در آشيانه ماگمايي و محلول هاي گرمابي وابسته، جايگاه سنگ هاي آتشفشاني و خاستگاه آنها بسياري از مسائل ژنتيکي کانه ها را حل مي کند زيرا بسياري از کانسارهاي فلزي و غير فلزي بطور مستقيم يا غيرمستقيم حاصل آتشفشان ها هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:8  توسط رابط  | 

فوران

  فوران آتش فشان:
   فورانهاي آتشفشاني معمولا براساسي شکل دهانه اي که از آن فوران صورت مي گيرد، محل قرار گيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشاني و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد – انفجاري يا غير انفجاري) طبقه بندي مي شوند.
   گدازه هاي اسيدي به علت درصد Sio2 بالايي و درجه حرارت نسبتا پايين داراي گرانروي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي مي باشد.
   اما در گدازه هاي بازيک به علت درصد Sio2 پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مي يابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:4  توسط رابط  | 

محل های آتش فشان

  1- آتشفشان دماوند:
   مخروط آتشفشاني دماوند در شرق تهران و 60 كيلومتري ( فاصله هوايي ) آن با مختصات “24 ‘06 520 طول شرقي و “05 ‘57 350 عرض شمالي واقع شده است.
   نزديكترين شهرها به اين آتشفشان به ترتيب عبارتند از: رينه (در دامنه جنوبي) ، پلور، دماوند و فيروزكوه ( در شرق ).
   گسترش گدازه ها و مواد آذر آواري در دماوند در حدود 400 كيلومتر مربع و در محدوده اي به طول
   ‘18 520 تا ‘59 510 و عرض “30 ‘04 360 تا “38 ‘48 350 را شامل مي شود.
   ارتفاع قله آتشفشاني دماوند از سطح دريا 5610 متر مي باشد. 2 مسير براي صعود به قله وجود دارد:
   مسير اول جنوب شرق كه مسير نسبتا آساني است و مسير ديگري مسير شمالي كه صعود از طريق آن بسيار مشكل و خطرناك است.
   زمستان هاي منطقه دماوند بسيار سرد همراه با يخبندان و تابستانهاي آن معتدل مي باشد.
   در بيشتر ماه هاي سال قله آتشفشاني دماوند پوشيده از برف است و مناسبترين ماه براي صعود به قله، مرداد ماه مي باشد.
   
 
    بخشي از سنيدي قله دماوند كه در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهاي متصاعد شده از دهانه مخروط مي باشد. مخروط آتشفشاني دماوند در شرق البرز مركزي قرار دارد. اگر البرز غربي و شرقي را امتداد دهيم، در محل دماوند اين دو امتداد از هم دور مي شوند.
   آتشفشان البرز مربوط به ولكانيسمي است كه در كواترنر در البرز مركزي رخ داده است.
   تمامي ساختمانهاي تكتونيكي از جمله: گسل ها، تراست ها، چين هاي البرز مركزي كه در منطقه دماوند وجود دارند، زماني كه به محدوده گدازه ها مي رسند، محو مي شوند.
   آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارني است كه در قسمت جنوب غرب آن گدازه ها گسترش بيشتري دارند.
   ريفت مخروط آتشفشاني بيان در اين موضوع است كه فعاليت اين آتشفشان محضر به دهانه مركزي نبوده است بلكه دهانه هاي جانبي نيز در ايجاد مخروط نقش داشته اند. تعدادي دهانه جانبي در ارتفاعات بالاي مخروط در سمت جنوب غرب و شمال شرق قرار دارند اما فعاليت اصلي اين آتشفشان از دهانه مركزي آن صورت مي گيرد.
   در تركيب سنگ شناسي آتشفشان دماوند بر اساس ميزان Sio2 و تركيب كاني شناختي آن 3 گروه سنگي قابل تفكيك هستند:
   الف – سنگ هاي بازيك كه اين سنگ ها در محدوده پلور و رينه و پل وركوه ديده مي شوند. اين سنگ ها نسبت به ديگر سنگ هاي دماوند قديمي تر مي باشند. زيرا بر روي سنگ هاي بازيك منطقه پلور مقدار كمي گدازه هاي حدواسط (تراكي آندزيت) مشاهده مي شود. اين گدازه ها تنها در دامنه هاي كم شيب دماوند مشاهده مي شوند و مقدار آنها از ساير سنگ ها كمتر است.
   اين گدازه ها به علت درصد Sio2 پائين و سياليت بالا داراي وسعت بيشتري است.
   ب – سنگ هاي حدواسط كه حجم اصلي سنگ هاي آتشفشاني منطقه را دارا است شامل گدازه ها و سنگ هاي آذرآواري مي باشد و تركيب كاني شناختي تراكي آندزيت و تراكيت دارند.
   تغييرات سنگ شناسي و ژئوشيميايي تراكي آندزيت ها و تراكيت ها تدريجي بوده و انواع حدواسط بين اين دو فراوانند.
ج – سنگ هاي اسيدي كه مرز بين سنگ هاي اسيدي و حدواسط در سنگ هاي آتشفشاني دماوند تدريجي است. اين سنگ ها در دامنه قله شمالي كوه هاره و با ضخامت حدود 100 متر بر روي آهك هاي لار قرار گرفته اند.
   اين گدازه ها به طور متناوب همراه با مواد توفي به شدت دگرسان شده مي باشند.
   اين گدازه ها متراكم و قرمز رنگ بوده و فنوكريست هاي پلاژيوكلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخيص است.
   د- سنگ هاي ولكاني كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي، شرقي و غربي دماوند بيشتر ديده مي شود و در بخشهاي شمالي كاهش مي يابد.
   سنگ هاي ولكانو كلاستيك به 2 دسته پيروكلاستيك و اپي كلاستيك تقسيم مي شوند:
   نهشته هاي پيروكلاستيك شامل انواع توف هاي آتشفشاني دماوند شامل:
   I – توف هاي شيشه اي دره هزار، توف تراكيتي جنوب قله دماوند، توف شيشه اي شمال دماوند و توف شيشه اي پوميسي رينه.
   II – برش آتشفشاني دماوند.
   III – نهشته هاي ريزشي پوميسي.
   IV – نهشته هاي جرياني پيروكلاستيك غرب دماوند و بالاي روستاي آبگرم.
   V – نهشته هاي جرياني بلوك و خاكستر.
   VI – نهشته هاي اپي كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي و شرقي دماوند قابل مشاهده است.
   در ارتباط با نحوه تشكيل آتشفشان دماوند نظريات مختلفي ارائه شده است كه در ذيل به آنها اشاره خواهد شد:
   - اوسينيكو ( 1930 ) معتقد است كه منطقه گسل دار اسك و آبگرم باعث بالا زدن گدازه ها شده است.
   - كريستا ( 1940 )، يك خمش در كمان البرز را مسبب تشكيل آتشفشان دماوند دانسته است.
   - آلن باخ ( 1966 )، معتقد است كه گسل هاي تشكيلات رسوبي موجب صعود گدازه ها به سطح زمين گشته اند.
   - جانگ و همكاران ( 1975 )، با اعتقاد بر برخورد صفحات عربستان و اورازيا، فرورانش صفحه عربستان در امتداد سطح بينوف و ذوب اين صفحه در اعماق و ايجاد ماگماي آتشفشاني، علت پيدايش نمونه هاي كالكوآلسكالن ايران مركزي را مربوط به عمق زياد اين منطقه ذوب مي دانند كه در نتيجه دور بودن از تراست و عمق زياد ذوب، سنگ هاي آتشفشاني آلكالن آشكار شده اند.
   - بروس و همكاران ( 1977 ) با توجه به تركيب شيميايي گدازه هاي دماوند آن را آتشفشان ويروس و دور از زاگرس در نظر گرفته و تشكيل آن را مرتبط با برخورد صفحه عربستان و اورازيا و فرورانش نوع خاص و ذوب پوسته اقيانوسي مي دانند.
   1. a. Ovcinnikow (1930)
   2. E. christa (1940)
   3. Allen – bach
 
    - علي درويش زاده (1364) عقيده دارد كه آخرين حركت كمپرسيوني (فشارشي) كه فلات ايران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چين خوردگي، بالا زدگي و جمع شدن پوسته قاره اي ايران گرديده، محل تاشدگي البرز را هم تحت فشار قرار داده است و اين فشار موجب فعال شدن شكستگي هاي عميق و خروج مواد مذاب گرديده است.
   - نوگل سادات (1985) معتقد بود كه حركت گسل هايي كه داراي خميدگي هستند، باعث ايجاد يك منطقه كشش در محل خميدگي گشته و آتشفشان دماوند نيز اثر چنين پديده اي است.
   - ايران نژاد (1370) معتقد است كه گسل هاي عميق منطقه مي توانند شرايطي را ايجاد كنند كه از طريق آن ماگماي آلكاسن به سطح زمين برسد.
   گسل هاي اسك، بايجان، نوا، سفيدآب، شاهان دشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زير دماوند ادامه دارند.
   2- آتشفشان سهند:
   اين آتشفشان در 40 كيلومتري جنوب تبريز با ارتفاع حداكثر 3710 متر واقع شده است.
   يعقين سن مطلق گدازه هاي مختلف آن سن 12 تا 140 هزار سال را نشان مي دهد (1356).
   سن به عقيده معين وزيري فعاليت هاي آتشفشاني سهند در چندين مرحله صورت گرفته اند و در بين اين مراحل آرامش نسبي وجود داشته است. وفور خاكستر به همراه قطعات يوميسي تا فواصل دور پراكنده شده اند كه نشان گر انفجارات شديد آتشفشان سهند است.
   بلندترين قله، مجموعه متناوبي از برش، پيروكلاستيك ها و آهك سيليسي است كه طي دو مرحله فعاليت به وجود آمده اند. مرحله اول به صورت انتشار روانه هاي برشي و مرحله دوم شامل خروج گدازه هاي داسيتي است. تركيب سنگ شناختي سهند شامل آندزيت، داسيت، ريوداسيت و ريوليت به همراه مواد آذرآواري فراوان مي باشند. ماگماي تشكيل دهنده اين سنگ ها اشياع از سيليس بوده و داراي آلومينيوم زيادي است.
مطالعه اين آتشفشان نشان مي دهد كه ولكانيسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهي در مناطق اطراف توده سهند بيان گر آن است كه سهند را دريايي كم عمق فرا گرفته است. با آغاز فعاليت اين آتشفشان در اواسط ميوسن و ايجاد شرايط نامطلوب، گروهي از پستانداران به صورت دسته جمعي از بين رفته اند كه آثار اين جانوران در حوضه هاي رسوبي اطراف مشهود است.
   توده آتشفشاني سهند در واقع يك استراتوولكان شامل پيروكلاست ايگنمبريت و گدازه است كه توسط دودكش هاي مختلف و پراكنده در يك منطقه وسيع بيرون ريخته شده اند.
   در فاصله دوره هاي آتشفشاني سهند، رسوبات سيلابي – رودخانه اي و يخچالي تشكيل شده اند كه غالبا تا شعاع چندين ده كيلومتري اطراف مراكز آتشفشان گسترش يافته اند.
   توده آتشفشاني سهند به وسعت بيش از 3000 كيلومتر مربع، رسوبات دوره ميوسن و قديمي تر را پوشانده است.
   تشكيلات ولكانو سديمنت آن به شعاع چند ده كيلومتر از دامنه هاي سهند به طرف جلگه هاي اطراف گسترش يافته اند.
   3- آتشفشان سبلان:
   اين آتشفشان در باختر شهر اردبيل به ارتفاع 4811 متر قرار دارد كه در واقع خط تقسيم حوضه هاي آبريز اروميه و رودخانه ارس به شمار مي رود.
   رشته كوه آتشفشاني خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبيل شروع و در جهت شرقي – غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48 كيلومتر تا كوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه مي يابد.
   مخروط آتشفشاني سبلان از نوع چينه اي است كه گدازه هاي آن سطحي معادل 1200 كيلومتر مربع را اشغال كرده اند.
   مخروط سبلان ساختمان مركزي عظيمي است كه بر روي يك سيستم هورست با روند شرقي – غربي قرار گرفته است.
   ديدون و ژرمن ( 1976) سن اين آتشفشان را پليوكواترنر مي دانند.
   اما باباخاني، سكويه و ريو (1369) اظهار مي دارند كه نخستين جريان گدازه سبلان بر روي توف ها و كنگلومرا هاي الوار ق رار دارند كه از نهشته هاي كواترنر پيشين حوضه مشكين شهر هستند.
   ديدون و ژرمن فعاليت آتشفشاني سبلان را به 3 بخش تقسيم مي كنند:
   الف – جريانات گدازه اي سبلان كهن كه بيشترين بخش كوه سبلان را در بر ميگيرد و شامل آندزيت هاي زيرين و مياني و جريان گدازه داسيتي است.
   ب – فرونشست كه بخش مركزي ساختمان پيشين گسيخته شده كه نتيجه آن ايجاد يك فرورفتگي دايره اي به قطر 20 كيلومتر است و همزمان با فرونشست كالدار، فوران هاي انفجاري نيز روي داده است و از مواد آذرآواري تشكيل شده است.
   ج – گنبدها و جريانات گدازه اي سبلان جوان كه پس از فروريزش كالدار، فوران مواد آتشفشاني صورت گرفته كه بلندترين بخش هاي مركزي آتشفشان را تشكيل مي دهند.
   لازم به ذكر است كه فعاليت هاي آتشفشاني سبلان از نوع آلكالن سريك است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:3  توسط رابط  | 

  4- آتشفشان تفتان:
   تفتان يك آتشفشان جوان و نيمه فعال به سن پليوسن – كواترنر در بلوچستان و 50 كيلومتري شهر خاش قرار دارد. ارتفاع اين آتشفشان از سطح دريا 4050 متر و از دشت هاي اطراف 2000 متر است. اين آتشفشان در روي فيليش هاي كرتاسه بالايي و ائوسن بنا شده است. اولين فوران تفتان شامل گدازه ها و سنگ هاي پيروكلاستيك با تركيب داسيت و ريوداسيت در 20 كيلومتري غرب – شمال غرب قله فعلي شروع شده است ( گانسر 1966 ).
   فعاليت مجدد تفتان شامل: گدازه هاي داسيتي و آندزيتي متعلق به اواخر پليوسن در 10 كيلومتري شمال غرب پس از يك آرامش منجر به تشكيل طبقات اگلومرا، يك انفجار مهم در 2 كيلومتري جنوب قله امروزي به وقوع پيوسته كه اثر آن امروزه به صورت گودال فرسايشي ديده مي شود.
   يكي از ويژگي هاي جالب در تفتان، ناهماهنگي كاني شناسي و تحول معكوس كاني ها در آندزيت هاي كواترنر اين آتشفشان ديده مي شود.
   در گدازه هاي تفتان سنگ هاي بازيك مشاهده نمي شود.
   سنگ هاي آذرآواري و توف هاي پوميسي بخش وسيعي از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را مي پوشانند كه اين سنگها عمدتا از پوميس و پرميسيت تشكيل شده اند.
5-آتشفشان بزمان:
   سنگ هاي آتشفشاني – نفوذي شمال گودال جازموريان مجموعه سنگ هاي ماگمايي بزمان را شكل مي دهند. اين كمپلكس ماگمايي جزء زون ماگمايي اروميه – دختر محسوب مي شوند.
   سنگ هاي نفوذي منطقه بزمان از گرانيت آلكالن پورفيري با فلدسپات هاي پتاسيم دانه درشت، گرانيت هاي دورنيلنددار، گرانوديوريت تا كوارتز ديوريت تشكيل شده اند كه داراي 64 تا 74 ميليون سال سن مي باشند.
   سنگ هاي خروجي اين منطقه شامل سنگ هاي داسيتي، آندزيت – داسيتي و بندرت ريوليت، ايگنمبريت و توف هاي شيشه اي متبلور تشكيل مي دهند كه در جنوب شرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند.
   سنگ هاي آتشفشاني بزمان عمدتا آندزيت، بازالت و كمي اليوسن بازالت مي باشند.
   آتشفشان داراي ساختمان استراتوولكان پيچده اي مي باشد و انواع گدازه هاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي در دامنه شرقي آن زيادتر است.
   مخروط اصلي اين آتشفشان از اجتماع برش هاي ايگنمبريتي، پرميس و گدازه تشكيل شده كه به طور متناوب قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:1  توسط رابط  | 

    6-آتشفشان آرارات:
   آرارات يك آتشفشان استراتوولكان است كه وسعتي در حدود يك هزار كيلومتر مربع را اشغال كرده است.
   اين آتشفشان در محل تلاقي شكستگي هاي بزرگ با جهت شرقي – غربي و غربي – جنوب شرقي قرار گرفته است.
   در منطقه آرارات، بر روي رسوباتن كواترنر، توف هاي قرمز تحتاني و سپس گدازه هاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي ريخته شده اند و در پايان نيز روانه هاي بازالتي منطقه را مي پوشانند.
   سنگ هاي آتشفشاني آرارات (به غير از بازالت ها) به دو سري غني از ايتريم و فقير از ايتريم تقسيم مي شوند كه هر دو سري شامل آندزيت، داسيت و ريوداسيت است اما بازالت ها به طوور كلي فقير از ايتريم مي باشند.
   نسبت استرانسيم راديوپنيك در داسيت ها و آندزيت ها بين 0.7042 +ـ 0.7055 است كه نشان منشاء گوشته اي آنهاست.
   لامبر و همكاران ولكانيسم آرارات را در نتيجه شكستگي هاي بزرگ ليتوسفري و حركات ميكروبلوك ها مي داند و نظريه فرورانش را در مورد آرارات صادق نمي داند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 10:59  توسط رابط  | 

زلزله

زلزله

زمين لرزه يكي از وحشتناك ترين پديده هاي طبيعت محسوب مي شود. اغلب زميني را كه روي آن ايستاده ايم، به صورت تخته سنگ هاي صلب و محكمي تصور مي كنيم كه از استحكام زيادي برخوردار است. هنگامي كه زمين لرزه اي روي مي دهد براي لحظه اي اين تصور بر هم مي ريزد، اما طي همان لحظه كوتاه خسارت هاي شديدي وارد مي شود. با توجه به پيشرفت هايي كه در حوزه علوم مختلف صورت گرفته است، دانشمندان توانسته اند نيروهايي را كه باعث زمين لرزه مي شود، شناسايي كنند. علاوه بر آن با استفاده از فناوري هاي نوين مي توان شدت يك زلزله و مكان آن را حدس زد. مهم ترين كار باقي مانده آن است كه راهي براي پيش گويي زمين لرزه بيابيم تا مردم هنگام وقوع آن غافلگير نشوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 14:49  توسط رابط  | 


براي وقوع يك زمين لرزه چند دليل مي توان ذكر كرد:

-
فوران گدازه هاي آتشفشاني

-
برخورد يك شهاب سنگ

-
انفجارهاي زيرزميني (براي مثال يك آزمايش هسته اي زيرزميني)

- فرو ريختن يك سازه (همانند تخريب يك معدن)



اما اصلي ترين دليل وقوع زمين لرزه را مي توان حركات صفحه هاي (Plates) زمين دانست.هر از گاهي در اخبار مي شنويم كه زمين لرزه اي روي داده است، اما بايد دانست كه زمين لرزه پديده اي است كه هر روز در كره زمين روي مي دهد. براساس تحقيقات جديد هرساله حدود سه ميليون زمين لرزه روي مي دهد، يعني هشت هزار زمين لرزه در روز يا هر 11 ثانيه يك زمين لرزه.

-
حركت صفحه ها در خلاف جهت يكديگر و دور شدن از هم.

-
ضمن حركت در خلاف جهت به همديگر بمالند.

اگر دو صفحه از يكديگر دور شوند گدازه هايي كه از سنگ هاي مذاب تشكيل شده اند، از بين صفحه هاي پوسته زمين خارج مي شوند (اين عمل اغلب در كف اقيانوس ها روي مي دهد) هنگامي كه اين گدازه ها سرد شوند، سخت شده و به شكل پوسته هاي جديد در مي آيند كه فاصله بين دو صفحه را پر مي كنند. اگر دو صفحه به سمت يكديگر به حركت درآيند، معمولاً يك صفحه به زير صفحه ديگر مي خزد. در بعضي موارد، هنگامي كه دو صفحه به يكديگر فشار مي آورند، براي هيچ كدام از صفحه ها امكان ندارد كه به زير صفحه ديگر برود، در اين صورت اين دو صفحه ضمن فشار آوردن به همديگر يك رشته كوه را به وجود مي آورند. در بعضي مواقع نيز صفحه ها ضمن عبور از كنار يكديگر به همديگر فشار وارد مي كنند. براي مثال تصور كنيد يك صفحه به سمت شمال و ديگري به سمت جنوب حركت كند. در اين صورت اين صفحه ها از محل تماس به يكديگر نيرو وارد مي سازند.

در جايي كه اين صفحات به يكديگر مي رسند، گسل تشكيل مي شود. در حقيقت گسل ترك هايي در پوسته زمين است كه در دو طرف صفحه هايي كه در خلاف جهت يكديگر در حال حركت هستند، مشاهده مي شود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بيشتر از هر جاي ديگر است. گسل ها انواع مختلفي دارند كه براساس موقعيت خط گسل و چگونگي حركت دو صفحه نسبت به هم تقسيم بندي مي شود. در تمام انواع گسل ها، صفحه ها كاملاً به يكديگر فشار وارد مي سازند و در نتيجه هنگام حركت آنها اصطكاك شديدي به وجود مي آيد. اگر نيروي اصطكاك بسيار شديد باشد مانع حركت آنها مي شود در اين حالت فشاري كه باعث ايجاد گسل مي شود افزايش مي يابد. اگر ميزان اين فشار از حد معيني بيشتر شود، بر نيروي اصطكاك غلبه مي كند و صخره ها ناگهان مي شكنند.به عبارت ديگر، هنگامي كه صخره ها به يكديگر فشار وارد مي كنند، انرژي پتانسيل به وجود مي آيد و هنگامي كه صخره ها به حركت درمي آيند، انرژي پتانسيل به جنبشي تبديل مي شود. اغلب زمين لرزه ها در اطراف مرز صفحه هاي زمين ساختي روي مي دهد زيرا در اين منطقه در اثر حركت صفحه ها منطقه گسل به وجود مي آيد كه داراي گسل هاي متعدد و به هم پيوسته اي است. در منطقه گسل، آزاد شدن انرژي جنبشي در يك گسل ممكن است باعث افزايش انرژي پتانسيل در گسل كناري شود كه اين عمل به زمين لرزه ديگري منجر مي شود. به همين دليل است كه گاهي در يك منطقه كوچك زلزله هاي متعددي در فاصله هاي زماني كم روي مي دهد.البته گاهي اوقات زمين لرزه هايي در وسط اين صفحه ها نيز روي مي دهد. يكي از شديدترين زمين لرزه هاي ثبت شده زمين لرزه اي است كه در صفحه قاره اي آمريكاي شمالي در سال 1811 و 1812 اتفاق افتاد. دانشمندان در دهه 1970 دريافتند كه احتمالاً منشاء اين زمين لرزه يك منطقه گسل 600 ميليون ساله است كه زير لايه هاي متعدد سنگ و صخره مدفون شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 14:48  توسط رابط  | 

درجه بندي دامنه و شدت زلزله :

در هنگام وقوع زلزله بارها با كلمه مقياس ريشتر مواجه مي شويم. شايد كلمه مقياس مركالي هم به گوشتان رسيده باشد هرچند كه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد. اين دو مقياس قدرت يك زلزله را از دو جنبه مختلف بيان كنند.

از مقياس ريشتر براي بيان بزرگي يك زمين لرزه يعني مقدار انرژي آزاد شده طي يك زمين لرزه استفاده مي شود. اطلاعات مورد نياز براي محاسبه بزرگي زمين لرزه را از لرزه نگار به دست مي آورند. مقياس ريشتر لگاريتمي است يعني افزايش يك واحد در مقياس ريشتر نشان دهنده افزايش ده واحدي در دامنه موج است. به عبارت ديگر دامنه موج در زلزله 6 ريشتري ده برابر دامنه موج زلزله 5 ريشتري است و دامنه موج 7 ريشتر 100 برابر زلزله 5 ريشتري است. مقدار انرژي آزاد شده در زلزله 6 ريشتري 7/31 برابر زلزله 5 ريشتري است.

بزرگترين زلزله ثبت شده 5/9 ريشتر شدت داشت، هرچند كه مطمئناً زلزله هاي شديدتري در تاريخ طولاني زمين روي داده است. عمده زلزله هايي كه روي مي دهد كمتر از 3 ريشتر قدرت دارند. زمين لرزه هايي كه كمتر از ? ريشتر شدت داشته باشند، نمي توانند ويراني هاي چنداني به بار آورند. زلزله هايي كه 7 ريشتر يا بيشتر قدرت داشته باشند، زلزله هاي شديدي محسوب مي شوند.مقياس ريشتر فقط يكي از عواملي است كه تبعات يك زلزله را بيان مي كند. قدرت تخريبي يك زلزله علاوه بر قدرت آن به ساختار زمين در منطقه مورد نظر و طراحي و مكان سازه هاي ساخت بشر بستگي دارد. ميزان ويراني هاي به بار آمده را معمولاً با مقياس مركالي بيان مي كنند.دانشمندان مي توانند درجه مقياس ريشتر را درست پس از زمين لرزه و زماني كه امكان مقايسه اطلاعات از ايستگاه هاي مختلف زلزله نگاري به وجود آمده، معين كنند. اما درجه مركالي را نمي توان به اين سرعت مشخص كرد و لازم است كه محققان زماني كافي براي بررسي اتفاقاتي كه حين زمين لرزه روي داده است، در اختيار داشته باشند. هنگامي كه تصور دقيقي از ميزان خسارت هاي وارده به عمل آمد، مي توان درجه مركالي مناسب را تخمين زد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 14:46  توسط رابط  | 

شناسايي كانون زلزله :

همان طور كه ذكر شد سه نوع مختلف موج زلزله وجود دارد كه هر كدام با سرعت مشخصي حركت مي كند. به رغم آنكه سرعت دقيق امواج P و S بسته به جنس و نوع ماده اي كه اين امواج از آن عبور مي كنند، متغير است، نسبت سرعت حركت آن دو در تمام زمين لرزه ها تقريباً ثابت باقي مي ماند.معمولاًسرعت امواج P،حدود6/1برابرسرعت امواج S است.

دانشمندان مي توانند با استفاده از اين نسبت، فاصله بين هرنقطه از سطح زمين را با كانون زمين لرزه محاسبه كنند. كانون زلزله مكاني است كه امواج زمين لرزه از آنها شروع شده اند. براي تشخيص كانون زلزله از ابزاري استفاده مي شود كه زلزله نگار ناميده مي شود. زلزله نگار دستگاهي است كه امواج مختلف را ثبت مي كند. براي يافتن فاصله بين زلزله نگار و كانون زلزله، دانستن زمان رسيدن اين امواج نيز ضروري است. با در اختيار داشتن اين اطلاعات، اختلاف زماني بين رسيدن اين امواج محاسبه شده و سپس نمودار ويژه اي رسم مي شود كه در آن فاصله اي را كه موج مي تواند طي مدت اختلاف زماني محاسبه شده طي كند، به دست مي آيد.

اگر اطلاعاتي از اين دست را از سه يا چند نقطه مختلف به دست آوريم، مي توان مكان كانون زلزله را به دست آورد. براي اين كار كافي است كه كره اي فرضي حول هر يك از زلزله نگار ها رسم كرد كه در آن مكان اندازه گيري به عنوان مركز كره و فاصله محاسبه شده تا كانون زلزله به عنوان شعاع كره در نظر گرفته مي شود. پس سطح كره مورد نظر نشان دهنده تمام نقاطي است كه از زلزله نگار به اندازه مورد نظر فاصله دارد. بنابراين كانون زلزله مورد نظر بايد در جايي در سطح اين كره قرار داشته باشد. اگر دو كره را بر اساس اطلاعات به دست آمده از دو زلزله نگار مختلف رسم كنيد، از تقاطع دو كره يك دايره به دست مي آيد. از آنجايي كه كانون زلزله بايد در سطح هر دو كره قرار گرفته باشد، محيط دايره اي كه از تقاطع دو كره به دست مي آيد، نشان دهنده تمام كانون هاي ممكن براي زلزله مورد نظر است.

از تقاطع كره سوم با اين دايره فقط دو نقطه حاصل مي شود كه نشان دهنده كانون هاي محتمل براي زلزله است. از اين دو نقطه يكي در سطح زمين قرار دارد و ديگري در هوا، با توجه به آنكه كانون زلزله هميشه در سطح زمين قرار دارد، نقطه موجود در هوا كنار گذاشته شده و نقطه موجود در سطح زمين نشان دهنده مكان واقعي كانون زلزله است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1378ساعت 0:0  توسط رابط  |